راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


از تو کجا گریزم؟

ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم یاراااااااااااااااااااااااااااااااا یارااااااااااااااااااااااااا ای دل ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی تو چگونه ببینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم؟ ای شش جهت ز هر نورت چون آینه ست شش رو وی روی ...

ادامه مطلب

ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم؟

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسکلم ...

ادامه مطلب

توچراآه میکشی بانو

توچراآه رامیکشی بانوازنگاهت چه می تراودبازعطشی؟رویشی؟تمنایی؟خواهشی؟پرسشی؟تماشایی؟ایدریغاکه ابراین تردیدسخت پوشانده آسمان مراکاش خورشیدی ازیقین برسدتاشکافدحجاب جان مراآن زمان عطروهاله ای ازنورمی خزددرتن من وسخنمدیگرم زآسمان ابرآلودکی هراسی بدل گذاردپایآه ........بگذارتابباردبازچترشوقی که مانده برسرماستر ...

ادامه مطلب

دختر من

قلب من امید من دختر یکتا نگینم برسر تو این پدر این مادر چه شب ها بیدار بر بالین تو آرام آرام می نشسته ،آری نشسته تا مبادا درد روزی گرد غم را بر سر و رویت بپاشد دختر من یاور من درد اما اینک چرا برقلب توسنگین نشسته گرگ این دنیا چرا اکنون لاجرم بر سینه تو به شدت سخت وسنگین خوش نشسته دختر من شادی تو آرزوی ق ...

ادامه مطلب

بی رحم

خانه ای به وسعت یک شهر مرد نشسته بود ... زن میگفت : اینطوری خونمون خیلی دلباز تره ... مرد نشسته بود روی مبل ... زن میگفت : در ضمن ... من همیشه دوست داشتم یه خونه بزرگ داشته باشم ... ااندازه کل محله ... یا اصلا اندازه کل شهر .. .مرد نشسته بود روی مبل و خیره شده بود .. زن میگفت : نظرت چیه مبل و بذاریم ...

ادامه مطلب

دوباره

به نام خدا   از اول شروع میکنم از 0   از اونجایی که حرفام روزگارم فقط برای خدام مهم بود   از اونجایی که یادم بمونه دردت گفتن دردل کردن اشتباهه...   از اونجایی که خودم بودم خودم...   از اونجایی که عوض شدن ادما رو میپذیرم...   از اونجایی که سخته اما باید شروع بشه... ...

ادامه مطلب

دردل های یک نقاش ساختمان!

دردل های یک نقاش ساختمان: یادمه در مواجه با مردم و بازدیدهای کاری که برای نقاشی ساختمان و خانه پیش می اد نکاتی تامل برانگیز اتفاق می افته و حرفهای شنیده می شه که گاهی می گم این شغل باید بوسید و گذاشت کنار! جدا از جنیه های مالی که همیشه از راههای مختلف قابل حل هستند اما بعضی حرفها شنیدنش شاید درد باشه! ...

ادامه مطلب

حسادت یا غبطه؟!مسئله این است!

خدا را هزاران مرتبه شکر،که من به این دنیا و به زندگی برخی از اطرافیانم آمدم!وگرنه آنها میخواستند رفتارهای چه کسی را سرلوحه ی کار خود قرار داده،به زندگی چه کسی نگاه کنند و عینا کارهای او را تقلید کنند و در نهایت هم به او بی محلی کرده و کاری که او کرده را کوچک و بی ارزش بشمارند،اما در حال ترکیدن باشند و ...

ادامه مطلب

خدا را چه دیده ای؟

گاهی خیال میکنم ازمن بریده ای! بهتر زمن برای دلت برگزیده ای؟   ازخود سوال میکنم آیا چه کرده ام؟ درفکر فرومی روم ازمن چه دیده ای؟   فرصت نمیدهی که کمی دردل کنم... گویا ازین نمونه مکرر شنیده ای...   ازمن عبور میکنی و دم نمیزنی... تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای...   یک روز می رسد که در آغوش گیرمت!!! هر ...

ادامه مطلب

اشعار

صبح امروز کسی گفت به من:   تو چقدر تنهایی ... گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ... تن من گر تنهاست... دل من با دلهاست... دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم... یادشان دردل من ... قلبشان منزل من…... صافى آب مرا یادتو انداخت...رفیق... تو دلت سبز... لبت سرخ... چراغت روشن... چرخ روزیت همیشه چرخان... ...

ادامه مطلب

سلام عشقم روم نمیشه تو روت نگاه کنم عزیزم الاهی من بیرم که اینهمه وقت بزت بیخبر بودم مریم جان مشکلات خیلی وحشت ناکی توی خونه داشتم و دارم برام دعا کن وای که وقتی اومدم و پیام هاتو دیدم چقدر از خودم بدم اومدم و چقدر شرمنده شدم من فراموشت نمیکنم مریم هیچ وقت دوستت دارم ازت خواهش میکنم علیرضا رو ببخش کاش ...

ادامه مطلب

صافى آب مرا یادتو انداخت...

 صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش در پاسخ :تو چقدر حساسی ؛ تن من گر تنهاست،دل من با دلهاست،دوستانی دارمبهتر از برگ درختکه دعایم گویند و دعاشان گویم،یادشان دردل من ،قلبشان منزل من...!صافى آب مرا یادتو انداخت،رفیق!تو دلت سبز،لبت سرخ،چراغت روشن!چرخ روزیت همیشه چرخان!نفست داغ،تنت گرم،دعایت با ...

ادامه مطلب

  براى همه دوستان خوب صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ :تو چقدر حساسی ؛تن من گر تنهاست،دل من با دلهاست، دوستانی دارم بهتر از برگ درخت که دعایم گویند و دعاشان گویم،  یادشان   دردل من قلبشان منزل من…!        صافى آب مرا یادتو انداخت،رفیق!تو دلت سبز،لبت سرخ،چراغت روشن! چرخ روزیت همیش ...

ادامه مطلب

رنجی که میکشیم

امروز توی کلاس نشسته بودم تنها دختری کنارم نشسته بود یک متر آن طرف تر ... من ساکت بودم او ساکت بود خواستم با او شروع به صحبت کردن کنم اما متاسفانه شارژ اینترنتم تمام شده بود ....      این متن رو به چند تا از دوستانم فرستادم ولی هیچ کدومشون معناشو نفهمیدند تفسیر شما چیه ؟؟؟ ...

ادامه مطلب

آیه (۲۲۴) و (۲۲۵) سوره مبارکه بقره

و زنهارنام خدا را هدف سوگندهای خود مکنید تا (با این سوگندهای راست ودروغ) از حقوقی که مردم را بر شماست برائت جوئید و خود را نیکوکار و پرهیزکار قلمداد کنید و مصلح میان مردم جلوه دهید؛ و خدا (راست و دروغ و نیک و بد را) شنواوداناست. (۲۲۴) خداشما را به سوگندهای لغو مؤاخذه نکند و لیکن به آنچه دردل دارید مؤاخذ ...

ادامه مطلب

                                                                     ماه بهمن                                                                                                        مژده که بهمن زتجلی یار               پرده برافکندزنقش ونگار                                                                     ...

ادامه مطلب

دعاهای خیر

یه وقتا یه جاها بدون اینکه بدونی یکی کنج دیوار نشسته و داره برات دعا میکن چقدر حس خوبیه که بدونی هنوز دوست داشته میشی و چقدر حس بهتریه که خدایی هست که محکم تو دل ماها نشسته که بگه توسل کنین ومن میلینمتون فقط بخوانید تا بخوانم   ...

ادامه مطلب

سال روز شهادت امام حسن عسکری تسلیت باد:

نام : حسن     کنیه : ابومحمد نام پدر: امام هادی نام مادر: حدیث مدت عمر: 28 سال مدت امامت: 6 سال تولد: 8ربیع الثانی 232 هجری قمری شهادت: 8ربیع الاول 260 هجری قمری سخنانی از آن حضرت : 1- خنده ی بیجا ازنادانی است. 2- دل نادان دردهان او و دهان عاقل دردل اوست. 3- جدال مکن تا احترامت ازبین نرود وشو ...

ادامه مطلب

یادتو

یادتو چایی تلخیست که چون قند نشستهردلبهای توبرگوشه فنجان شکستهکاش رودسحراز چشم توجاری شودامشبنزنم تکیه براین بالش افسرده وخسته نفس صبح که ازپنجره برروی توریزدرقص افتدبه غزل خوانی گیسوی نبستهبازشب خاطروآرامش من رازده برهمبه خیال توکه درخاطرم آرام نشسته (محسن متین وفا) ...

ادامه مطلب

یادمان باشد

به انگشت نخی خواهم بست تا  فراموش نگردد فردا زندگی شیرین است زندگی باید کرد... گرچه دیراست...ولی کاسه ای آب به پشت سرلبخند  بریزیم...شاید  به سلامتت ز سفربرگردد... بذرامید  بکارم دردل...لحظه رادریابم من به بازارمحبت بروم فردا  .صبح مهربانی را خودم عرضه کنم... یک بغل عشق  از آنجا بخرم... یاد من باشد فر ...

ادامه مطلب

  من نشسته‌ام روی سیم‌های برق و دارم فکر میکنم چه دنیای دیوانه ایست من در پایین ترین قسمت کره زمین پشت به تمام دریاهای آزاد من نشسته‌ام و خاطره امواج هنوز پشتم را میلرزاند من نشسته‌ام و تمام ساعاتم را به کشوری فکر میکنم که سالها پیش نامش خانه بود راستی اکنون در خانه چه فصلی است؟ من فصلها را هم گم کرده‌ام ای ...

ادامه مطلب

پشت سر کسی که رفته نباید آب ریخت باید....! عنوانش سانسور شد..

مست  در کافه ی از تهران حالم خوب نیست! عشق را تف میکنم از پنجره ی این نگاه! گم میشوم در لامصب این لبها! نشسته ام اینجا زیر سایه ی تاریک خدا! در انتظار 313 نفر یار بی گناه! زل میزنم به فنجان خالی قهوه! در ابجد چشمان زنی تنها! نشسته ام اینجا در آستانه ی فصلی سرد در سکسکه های مستی در دیماه!...مارسیا     ...

ادامه مطلب

من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز   تفاهمی است میان من و تو و گل سرخ رفاقتی است میان من و تو و پاییز   به فصل فصل تو معتادم ای مخدر من به جوی تشنه ی رگ های من بریز بریز   نه آب و خاک، که آتش، که باد می داند چه صادقانه تو با من نشسته ای-من نیز   اسیر سحر کلام توام، بگ ...

ادامه مطلب

انواع جناس ادبی به روش ساده

ساده ترین تقسیم بندی جناس به روش زیر است:   1- جناس تام: دو کلمه یکسان با تفاوت معنایی: روان( =جاری) روان(روح)  گلاب است گویی به جویش روان                 همی شاد گرددزبویش روان 2-جناس ناقص: الف.افزایشی: افزودن حرفی در ابتدا یا میان یا انتهای کلمه (  چمان ، چمن ) سروچمان من چرا میل چمن نمی کند                 همدم ...

ادامه مطلب

حال مو سفید تک پر

بنی آدم مو سفید زبان دراز                        زن ندادن بهش کردن شوخی باهاش   گفتن دردل کن و بگو....                             گفت مگه بوقلمونم   دادی کشیدن ز سرورویش                                 که حالش دررفت زسرجایش            ...

ادامه مطلب

بندی از کلیدر نوشته محمود دولت آبدی1

شولای شب پیکر مردان را در خود پیجانده بود و آن دو از یکدیگر تنها پرهیبی می دیدند دو مرد در کنار هم بر زمین نشسته بودند دو سنگ در کنار هم بر زمین نشسته بودند. سنگ اما تاب می آوردنعره ی آسمان تابش آفتاب و سرمای نیمه شبانه را تاب می آورد . سنگ بر جای چسبیده است . بی جنبشی سرشت آن است می تواند تا پایان دنیا ...

ادامه مطلب

...

نشسته ام توی خودم توی شعر هایم و از جهانی حرف می زنم که هرگز لمس نکرده ام از دستانی که احتمالا بوی شعر سپید می دهند دنیایم را به تو محدود نکرده ام تو وسیع ترینِ اقیانوسی توبلند ترینِ خیابانی عمیق ترینِ رویایی و من جهان گردی که دنیا را توی اتاقش نشسته و شعر می گوید نشسته ام توی خودم توی شعر هام و از جهانی حرف می ز ...

ادامه مطلب

دانلود آهنگ موج مهستی

منم آن موج بی ارام و سر کش که سرگردان بدریای فریبممرا دیگر رفبقو همدمی نیستبشهر نابسامانی غریقمبا غرور و با شتاببر سینه ی نرم ابدیوانه ای خزیدمدر غایت خود خواهیدر انبوه سیاهیجز خود نمیشنیدمخروشانو بسته چشمبا کوله باری از خشممیرفتم از خشم خوددنیا روویرا نه سازمدردفتر زندگی از خود افسانه سازماما از بازی زم ...

ادامه مطلب

نشسته ام کنار دریای جنوب   و موج های بی قرار را   که در شوق وصال ساحلند    به تماشا نشسته ام   پرواز پرندگان بر فراز آب های سرد   شوق نگاه به دریا را   در من دوچندان می کند   راستی گذر عمر را باید    از این موج ها آموخت   لحظه ها زودگذرند   زندگی کوتاه است   باز هم دریا را می نگرم   ماهی بی تاب را   که سر از آب به ...

ادامه مطلب

گرما در تابستون و در جهنم....

  تو تابستون امسال با اون گرمای خفه کننده اش توی اتوبوس نشسته بودم. یه دختر کوچولوی 8-9ساله هم به خاطر نبود جا دور از مامانش نشسته بود روی صندلی ته اتوبوس. دختر کوچولو روسری اش رو خیلی زیبا با رعایت حجاب همراه با چادر عربی سرش کرده بود. خانوم بد حجابی که پیش دختر کوچولو نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس ...

ادامه مطلب

اندر احوالات این روزها

من با موهای فرفری ام , با دامن چارخانه ی چین دار بلندم , با هدفون قرمزم نشسته ام جان عشاق همایون گوش می دهم و علم مواد می خوانم و دانه دانه قرص نعناع می خورم و سه تا هم خانه ای ام دارند وسط هال می رقصند و موهای فرفری ام را دوست دارند و دامن چین دارم را هم ، اما به ساز و آواز همایون می گویند چرت و پرت و ...

ادامه مطلب

دو نفر رو صندلىِ عقب یه تاكسى كه پیكان بود یكى كلاهشو انقد كشیده جلو كه جز خودش كسیو نبینه..یه قفس پرنده كه دورشو با نیازمندیهاى همشهرى پوشونده رو پاشه..قنارىِ توش، كه از یكى از پارگى هاى روزنامه دیده میشه، یه گوشه نشسته..از انقلاب تا سعادت آباد نه تكونى نه صدایى نه احتمالا نفسى.. یكى آرنج دستشو تكیه دا ...

ادامه مطلب

سر کوچکترین اتفاق !

  تو این زمونه بهتره از هیچ کسی توقعی نداشته باشی از اول هیچ کسی نبوده هیچ کسی حرف دل منو نفهمید هیچ کسی هم پیدا نمیشه فقط و فقط باید از خودم توقع داشته باشم تک تک آدمها سر کوچکترین چیزی همه چی رو میزارن زیر پا فراموش میکنن   بهتره هیچ کسی نباشه بهتره مثل همیشه تنها و تو دنیای خودم زندگیمو بکنم با خ ...

ادامه مطلب

رفتيُ خاطره هاي تو نشسته تو خيالم!

رفتیُ خاطره های تو نشسته تو خیالم!بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم!یاد من نبودی اما، من به یاد تو شكستم!غیر تو که دوری از من ، دل به هیچ کسی نبستم!هم ترانه! یاد من باش!بی بهانه یاد من باشوقت بیداریِ مهتاب،عاشقانه یاد من باش!اگه باشی با نگاهت، میشه از حادثه رد شد!میشه تو آتیش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد!اگه دوری، ...

ادامه مطلب

دایی

  کوچکترین حرکتی تو دنیای من یعنی خاطره بازی با عشقم یعنی یاداوری خاطرات و حرفها و دردل هایی که با عشقت کردی حالا فکر کن مامان داستان ازدواج دایی رو برات مو به مو بگه از عاشق شدن یه پسر پشت کنکوری یعنی دایی من اون زمان ! اونم عاشق یه دختر پنجم دبستانی :)  که دایی خوند و خوند و موند تا دختر بزرگ و بزرگ ...

ادامه مطلب

اسامی معلمان روستا

 مدرسه این روستا در سال 1351تاسیس گردید که در یک منزل اجاره ا ی توسط معلم سپاه دانش  اهوازی به نام فرج اله قوامی کار خود را شروع کرد . که اسامی فرهنگیان این روستا به شرح ذیل می باشد . ردیف  نام ونام خانوادگی  مدرک شغل  01  منیژه حسینی راد دانشجوی دکترا استاد دانشگاه  02 سمیه حسینی راد دانشجوی دکترا اس ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1